شرحی کوتاه از زندگی استاد شهاب تشکری به قلم خودشان
«در خانه ای بسیار ساده واقع در محله ی مسجد قاضی آران که طاقچه هایش پر از کتاب بود، به دنیا آمدم. پدر و مادرم و نیاکان پدر و مادرم تا آنجا که اطلاع دارم، ذکوراً و اناثاً همه باسواد بودند. پدرم میرزا محمّد تنها فرزند ذکور علی اکبرِ آقاباقر بود که پدربزرگش آقاباقر، از راوند به آران مهاجرت کرده بود و برای تنها فرزندش علی اکبر، دختر باسوادی از راوند به نام ماهرخ انتخاب کرده بود. این دختر از خانواده ای بود که بعدها به جلودارزاده شهرت یافت و از راوند به ری و تهران کوچ کردند. و خانم سهیلا جلودارزاده (نماینده مجلس شورای اسلامی) از این خانواده است. مادربزرگم ماهرخ، در جوانی چشم از جهان بست.
مادرم محترم خانم نیز، تنها دختر خانواده اش بود. پدرش ملامحمّد علی جاسبی (نورالوری) که اجازه ی اجتهاد داشت، در سن جوانی فوت کرد و قبرش در واران جاسب است. مادربزرگ مادری ام دختر فقیه متعبّد ملامحمّد جعفر است که در زیارت محمّدهلال (ع) مدفون است. و او نوه ی ملاغلامرضا آرانی است که در فقه و اصول و کلام، صاحب تألیفات عدیده بود و نسخ خطی کتابهایش در کتابخانه های معتبر کشور موجود است.
پدر غلامرضا و اسلافش از چند نسل قبل در بیدگل سکونت داشتند و به طوری که مادربزرگم نقل میکرد، با محقق بیدگلی هم نسبت داشتند. آنان از نسل ملامحمّدحسن خطیب بودند که در ایّام صفویه از بحرین به بیدگل کوچ کرده بودند. آخرین فرزند خانواده ی پدرم بودم. مثل برادر و خواهرانم ابتدا نزد پدر و مادر، با سواد و کتاب آشنا شدم. سپس به مدرسه رفتم.
مدرسه ی ابتدایی، خانه ی مرحوم شیخ الاسلام بود که خودش نیز معلّم کلاس اول ما بود. آموزگاری بسیار مهربان بود و با آن که، آن زمان در بیشتر مدارس، تنبیه بدنی معمول بود، به ندرت دانشآموزی را تنبیه میکرد. در کلاس اوّل فقط یک کتاب داشتیم. معلّم، در کنار تدریس کتاب، دانشآموزان را به تدریج با عددنویسی آشنا میکرد. در کلاس دوم، کتاب حساب هم در کنار کتاب اصلی بود و دانشآموزان با جمع و تفریق سر و کار داشتند. در کلاس سوم و چهارم، علاوه بر کتاب فارسی و حساب و هندسه درس علمالاشیاء داشتیم. علمالاشیاء درس علوم تجربی در مقطع ابتدایی بود. در کلاس پنجم و ششم، تاریخ و جغرافی نیز به درسهای سابق افزوده میشد. در کلاس پنجم کسر متعارفی و در کلاس ششم تناسب مرابحه، تسهیم به نسبت و قسطالسنن آموزش داده میشد.
در بیشتر مدارس در کنار کتابهای اصلی، کتابهای فرعی دیگری نیز بود. این کتابها در سطحی بالاتر از آموزش اجباری مدارس بود. کتابهای تعلیم املا، دستور املا، دستور انشا و کتاب 810 مسأله در ریاضی از آن جمله بود.
مطالب درسی برای اکثر دانشآموزان سنگین بود و اکثر معلّمان به حفظ کردن جملات کتاب و از بر کردن راه حل مسائل، رضایت میدادند و خوب به خاطر دارم که این امر برای من بسیار ناگوار بود. تا کلاس سوم از مشق شب و حفظ کردن مطالب کتاب، بسیار خسته میشدم. نمرههایم هم چندان تعریفی نداشت و در حد قبولی بود. اگرچه هیچ وقت تجدیدی نداشتم ولی رغبتی هم به درس نداشتم...»
خبرنامهی طنین/استادعنایتی/ وبلاگ آقای معدن دار
آقا باقر راوندی -->علی اکبرِ-->میرزا محمّد -->شهاب
ماهرخ راوندی ( جلودارزاده) همسر علی اکبر
ملامحمّد جاسبی (نورالوری)پدرمحترم خانم تنها دختر خانواده
مادر محترم خانم دختر یکی از دخترهای ملا محمد جعفر
مادر ملک خانم هم دختر یکی دیگر از دخترهای ملا محمد جعفر
محترم و ملک دختر خاله بوده اند.
محترم خانم + میرزا محمّد-->4 فرزند شهاب تشکری و علی تشکری و همسر مطمئن و همسر یوسفیان
ملا محمد جعفر-->مادر محترم خانم -->محترم خانم --> شهاب
ملا محمد جعفر-->مادر ملک خانم دختر -->ملک خانم--> اشرف آغا