توالت در 50 سال قبل اطاقکی دو طبقه و خشت و گلی بود که طبقه ی زیرین آن حوضچه ای سیمانی داشت که حدود نیم متر از کف کوچه پایین تر بود و این حوضچه در فاصله ی حدود ۲متری از کوچه واقع بود و بدون درب با کوچه مرتبط بود .

 وسط کف  طبقه ی دوم و بالای حوضچه به اندازه ی ۲۰x۶۰سانتیمتر باز و مثلا سنگ توالت بود ولی سنگی وجود نداشت و  اگربچه ای به داخل آن می افتاد در حوضچه سقوط میکرد بنابراین اصلا بچه ها جرئت نشستن نداشتند و در گوشه و کنار خانه ها جایی را پیدا میکردند .

لوله کشی آب وجود نداشت و در کنار حیاط منازل آفتابه ای مسین و یا آهنی بود که آن را در حوض وسط خانه فرو برده و از آب پر کرده و به توالت میبردند .در خانه هایی که چند خانوار زندگی میکردند ، نبودن آفتابه در حیاط به معنی اشغال توالت بود .

حوضچه ی توالت هر چند مدت توسط فردی خالی میشد به این ترتیب که ابتدا آب آن با سطل در شیار وسط کوچه که چند متر با چاه آب باران کوچه فاصله داشت خالی میشد و سپس خاک در حوضچه میریختند و بعد محتویات را با بیل به کنار کوچه یا فضای کنار حوضچه میریختند و چند روز آن را رها میکردند و سپس با الاغ  این کود انسانی را به مزارع برده و استفاده مینمودند .

در مدت تخلیه ی توالت بوی بدی تمام محله را فرا میگرفت و در خانه ی ما برای رهایی از آن بوی بد پوست خشک انار را به طور ناقص میسوزاندند تا به تدریج بسوزد .

خانه ی ما از اولین خانه هایی بود که توالتش مجهز به چاه فاضلاب گردید و پس از آن چون سایر اهالی محل اقدامی ننمودند پدرم به بهداشت اطلاع داد و یک روز صدای شیونها بلند شد . ماموران بهداشت ، توالتهای غیر بهداشتی محله را خراب نمودند .