دوستم گفت:

این سبزها چرا آقا را اینقدر اذیت میکنند.بگذارند احمدی نژاد امور مملکت را بچرخاند .ما به زودی دولت اسرائیل را از صفحه ی روزگار محو خواهیم کرد و فلسطینیان آواره در سراسر دنیا به سرزمین خود بر خواهند گشت و "جمهوری اسلامی فلسطین " را ایجاد خواهند کرد و ما علاوه بر سوریه و لبنان و عراق به کشور فلسطین نیز مسافرت خواهیم کرد .ریشه ی وهابیون را در سرزمینهای اسلامی خواهیم خشکاند و شهرهای مکه و مدینه را تصرف خواهیم کرد و خادم زائرین خانه ی خدا خواهیم شد .و آمریکا را مجبور به ترک کامل افغانستان و عراق خواهیم نمود و با همت و تلاش جهادگران عزیز کشورمان به عمران و آبادانی آنجا خواهیم پرداخت و حتی یک شاخه ی خشخاش برای نمونه در افغانستان نخواهیم گذاشت و به سلاح هایی همسان سلاحهای آمریکایی و اروپایی دست خواهیم یافت و آنها دست از سر ما برخواهند داشت  .ما انشاالله بین قم و نجف قطار برقی خواهیم ساخت و مسافرت ما به عراق به راحتی مسافرت در داخل کشورمان خواهد شد.

من گفتم :

انشاالله . ولی سبزها اهل اذیت و آزار نیستند.آنها که می سوزانند و تخریب میکنند و به مسئولین بالای کشور توهین میکنند سبز که نیستند هیچ سبزینه هم نیستند .سبزها خوش اخلاق و با تربیت هستند.

گفت:آخر اینها همه دستبند سبز بسته اند و موهای طلائیشان از زیر روسریهای سبزشان آمده است بیرون .

گفتم:نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند/نه هر که آینه سازد سکندری داند/نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست/کلاهداری و آیین سروری داند/

بالاخره تو میدانی که این اجتماعات از طریق اینترنت شکل میگیرد و گروه و شخص خاصی آن را رهبری نمی کند.

گفت : خوب سبزهای راستین راه خود را از آنها جدا کنند .

گفتم : سبزها خواسته اند این کار را بکنند و بارها تقاضای مجوز برای راهپیمایی نموده اند و خود مسئولیت نظم و انضباط راهپیماییشان را عهده دار میشده اند ولی متاسفانه مجوز به آنها نداده اند.

گفت:آخر این که نمیشود . هر روز یک دسته ای می آیند و مجوز راهپیمایی میخواهند.مملکت هرج و مرج میشود .

گفتم :لازم نیست حتما در خیابانهای مرکزی شهر راه پیمایی انجام شود . اجازه بدهند تا در حاشیه ی جاده های بین شهری راهپیمایی نمایند .ولی اجازه بدهند خبرنگاران خارجی  و داخلی از آنها فیلم و عکس و خبر تهیه کنند .

گفت : چرا ؟

گفتم : حتما آنها با انجام این کار میخواهند خود را به بقیه ی آدمهای دنیا نشان بدهند.

گفت: نشان دادن ندارد  خدا  میبیند.

گفتم:تو که مریض میشوی چرا به دکتر میروی و خودت را به دکتر نشان میدهی ؟ خدا که تو را میبیند و درد تو را هم میداند. تازه تو میروی از داخل بدنت هم عکس میگیری و خون و ادرار و مدفوعت را هم نشان میدهی؟ هر کس هم که به خانه ات آمد به آنها هم در باره ی بیماریت با آب و تاب صحبت میکنی و پیراهنت را بالا میزنی و ورم بدنت را هم نشان میدهی .این یک نیاز خدادادی انسانهاست.

گفت : قانون اساسی این اجازه را میدهد ؟

گفتم : بله .

گفت:کدام اصل؟

گفتم:اصل ۲۷ که می گوید"تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها ، بدون حمل سلاح،به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است."

گفت: اگر سلاح حمل کردند و یا در مبانی اسلام اخلال کردند چی ؟

گفتم : محاکمه کنند و اگر محکوم شدند دیگر مجوز ندهند.

گفت : این کارها یک وزارتخانه میخواهد.

گفتم : در سال ما چند راهپیمایی عمومی داریم .یکی دو تا راهپیمایی دیگر هم اضافه میشود .تازه اگر تاسیس احزاب را آسان سازند احزاب مدیریت می نمایند و نیازی به صرف وقت و هزینه از سوی دولت وجود ندارد.

گفت: هنوز اولی حل نشده رفتی سراغ دومی.

گفتم : قانون اساسی مجموعه ای از قوانین است که اجرای تمام اصولش ملت و کشورمان را به اهداف عالی خود میرساند و نباید هیچ اصلی از آن تعطیل شود .

گفت : تو هم سبزی؟

گفتم : تو هم سبزی .

گفت : درود بر تو .

گفتم : درود بر تو.