کاش میشد این روزها را تمدید نمود...
از کنار نانوایی سنگکی عبور میکردم .
ماشین را پارک کردم.
خلوت به نظر می رسید.
داشتم به طرف نانوایی میرفتم .
نانوا گفت :چند تا ؟
باورکردنی نبود.
هول شدم.
گفتم ۵تا.
گفت :بیشتر نمی خوای؟دو روز هم تعطیلیم.
با خود فکر کردم ممکنه عیال هم نان سفید گرفته باشد .
گفتم : نه خیلی ممنون.کاش هر روز به مردم چلوخورش بدهند و همیشه اینقدر خلوت باشید.
+ نوشته شده در جمعه چهارم دی ۱۳۸۸ ساعت 16:34 توسط اکبر ستاری
|