دو سال پیش در چنین روزهایی حادثه ی تلخی روی داد ، درخت تنومندی  از دست رفت که از سایه سار امن و راحت او سالیان ، بسیاری بهره برده بودند. 

او اگرچه اندک سوادی داشت اما ادبیات کهن ایران را می شناخت ، به شاهنامه کاملا مسلط بود  داستانهای شاهنامه ، منطق الطیرو مثنوی را برای فرزندانش تعریف می کرد و با تاریخ ایران باستان ،  زندگی پیامبران وامامان و بزرگان ایران آشنا بود و احکام دین رابه خوبی می دانست. شبها می نشست ، فرزندانش را به دورش جمع میکرد و چنان شیوا و با هیجان داستان تعریف میکرد که گویی با قهرمانان داستان زیسته است وفرزندانش را با خود به عمق قصه ها می برد.....

انسان جهاندیده ای بود . اکثر شهرهای ایران را دیده  بود و با آداب و رسوم آنها آشنا بود .

او  اگر چه از بقیه  خواهر و برادرهایش  کوچکتر بود ولی همه  او را  بزرگ  فامیل  می دانستند.

درزندگی کارهای نیک بسیاری انجام داد از جمله کمک به خانواده های زیادی نمود که بعد از حیاتش مشخص شد.  بیشتر عمرش درخانه اش مشکل گشای مالی مردم بود .

از جمله یادگارهایی که شادروان استاد حاج مختار حمزه ای بیدگلی به جای گذاشته است عبارتند از مشاركت و مشاورت فني و هنري در  :

  1. احداث گنبد مسجد صاحب الزمان بیدگل .
  2.  احداث گنبد مسجد صاحب الزمان کاشان.
  3.  احداث مسجد سرپله کاشان.
  4.  احداث پاساژ سلیمانی .
  5.  احداث پالایشگاه نفت آبادان.
  6. احداث سينما حافظ تهران
  7.  احداث دشت مختار آباد .

يكي ديگر از خدمات ايشان تاسیس هیئت شام غریبان محله ي سلمقان بیدگل ميباشد .

وی از جمله مردان نیک روزگار بود که نظیرش را کمتر می توان یافت .روحش شاد .یادش گرامی