پژواک های قرنها استبداد هنوز به گوش میرسد و درد می آفریند...
دوست گفت از سیلی ها
میسوخت و میگفت از خیلیها
که سیلی زدند وی را
سیلیهایی که آتش میزدند صورت را
سیلیهایی که زنگ صدایشان یک عمر است پایان نیافته
سیلیهای مادر /پدر /معلم /مدیر و شوفر
و اینهمه هیچ.
خاطرات سیلهایی که زد به دانش آموزانش
هنوز روحش را می آزارد و خود را نمی بخشد .
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 1:35 توسط اکبر ستاری
|