بغض

خانم رسولزاده شعری سروده و در وبلاگش گذاشته به نام اسیر حجله

من از این شاعره ی محترم  تقاضا دارم مرا در  فهمیدن شعرش کمک نماید.

دوباره بوی تنی  را  گرفته پیرهنم!

یعنی چه؟ مگر پیراهنت را  دوستت پوشیده است؟نوشته اید دوباره. یعنی این بار اول هم نیست که دوستانتان پیراهنتان را می پوشند.شاید منظورتان بوی پیراهنی را گرفته تنم بوده؟یا بویی منتقل شده روی تنتان و از تنتان به پیراهنتان.

چقدربوسه طلب دارد از لبی که "منم"

یعنی پیراهن بو گرفته را باید ببوسید ولی نبوسیده اید و شما لب هستید ؟تن شما لب است؟همه ی وجودتان در لبتان خلاصه میشود؟شاید یک ارتباط یکسویه؟

و روح باکره ام را کسی نمی فهمد

یعنی هیچکس منظورتان را نمی فهمد؟

هزار بغض فروخورده ی مرا که" زنم"

پس منظور خودتان نیستید ؟ منظور "زن " است.هزاران بار به "زن" ظلم شده است و هزاران بار "بغض" کرده  و "گریه " ننموده  و به هیچکس از ظلمی که به او شده خرفی نزده است. 

چقدر هرم نفس های آن همه نا مرد

وطعم تلخ هزاران لب است در دهنم

هرم نفس معمولا در بینی احساس میشود ولی دومی درست است و خشونت مردان متجاوزی را میرساند که بدون رضایت انسانی دیگر به زور و وحشیانه  جسمش را در اختیار گرفته و تصرفاتی ظالمانه مینمایند.

برای لقمه ی نانی و تکه ای از ماه

اسیر حجله ی این مردهای بی وطنم

تکه ای از ماه؟ نمی فهمم.حالا وسط دعوی چرا نرخ تعیین نموده اید و پای وطندوستی را پیش کشیده اید؟قافیه کم آورده اید؟

همیشه ضرب گرفته به وسعت تاریخ

کبود این تن تنها..ت تن ت تن ت "تنم"

یعنی در طول تاریخ مردها زنها را کتک زده اند و تنشان را کبود کرده اند؟

میان جنگلی ازبوسه و هوس ،خسته

به فکر رفتن از این کلبه و رها شدنم

یعنی زنها خسته شده اند و باید به فکر رهایی از دست مردها باشند؟ حتی اگر لازم باشد قید لذاتی را که از همجواری با مردان نصیبشان میشود بزنند؟

بگیر  آبی دریا  مرا  در  آغوشت...

مرا که یک زن عریان مرا که بی کفنم

یعنی خودکشی در دریا؟آخرش اینطوری؟کاش بیت آخر را نمی نوشتید.

خمیازه

حیدر علی عنایتی نوشته است....

  1. ما باید برای اقتدار ملّی کشور و برای حفظ این اقتدار بیشتر بیاندیشیم. مردم را باید دریافت. باید دردهای آنها را شناخت. باید آنها را وادار کرد تا کشور خود را عاشقانه دوست داشته باشند. (که البته دارند.) ولی باید حسّ ایران دوستی، حسّ وطن­پرستی، بخصوص حسّ مردم­دوستی در میان مردم ما تقویت شود.
  2. من خیلی از مردم را در کوچه و خیابان می­بینم که برای پرداخت قبوض آب و برق خودشان، وامانده­اند. ولی برای اینکه بچه­هایشان را به یک مقصدی برسانند، ارّابه­ی زندگی را عرق­ریزان، رو به جلو هُل می­دهند.
  3. صاحب این قلم هم اگر خدا بخواهد، تمام همّ وغمّش را روی همین خواهد گذاشت که برای نوشتن و نوشتن و نوشتن، بهانه فراهم کند و دیگران را وادار کند به حرف زدن و اظهار نظر کردن و اندیشه ورزیدن و مهر و مهربانی نشان دادن و دیگران را دوست داشتن.
  4. جامعه ایرانی، امروز بیش از هر چیز به این نیاز دارد که مردمش همدیگر را دوست داشته باشند.
  5.  این را هم باید یادمان باشد که دنیا، برای جا خوش کردن، جای خیلی خوبی نیست. دنیا هر وقت که اراده کند، زیر پای ما را خالی می­کند. بنابراین نباید به آن دل بست.
  6. وبلاگ­نویسی در آران و بیدگل دارد به صورت یک جریان مستمر درمی­آید. باید کاری کرد که این جریان، قوی­تر پا بگیرد.
  7.  نقدِ وبلاگ­ها کاری است که حتماً باید مورد توجه وبلاگ­نویسان و وبلاگ­خوان­ها قرار بگیرد.
  8. ما، در هر کجا که قرار داشته باشیم ،می­توانیم به سهم خود، مملکت خود را بسازیم و به رشد و آبادانی آن کمک کنیم.
  9. ما واقعاً کی خواهیم توانست، عنصر ترس و تحقیر را که دستشان گردن هم است، از سامانه‌ی تربیتی خود کنار بگذاریم و خانه و مدرسه را از شرّ این میکروب مهلک نجات دهیم.
  10. دشت‌های کویر دوست‌داشتنی است. سنگ و کلوخ آن از میوه لطیف‌تر است.

استقبال فارسی نویسان دنیای اینترنت از یک عبارت پندآموز سه جمله ای:

"خوشبختی ما در سه جمله است."

Page 10 of about 865,000 results

جستجوی گوگل 865000 نتیجه نشان میدهد و این سه جمله چیست؟

تجربه از دیروز - استفاده از امروز-امید به فردا


ولی ما با سه جمله ی دیگر زندگیمان را تباه میکنیم.
حسرت دیروز- اتلاف امروز - ترس از فردا


"خاورمیانه گوشتی همراه با استخوانهایی نوک تیز در گلوی سرمایه داری  جهان خوار"


ليست كالاهاي وارداتي از چين


به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، شايد براي هر فردي كه قصد خريد كالايي را داشته باشد فروشنده پيشنهاد نوع چيني آن را هم بدهد كه اين مقوله در مشاهده ليست كالاهاي وارداتي از كشور چين به اثبات مي رسد، سالانه بيش از 3 هزار قلم كالا از كشور چين بصورت قانوني و از مبادي رسمي وارد كشور مي شود كه به زعم كارشناسان ميزان واردات انواع كالاي چيني بيش از اين مقدار است كه از مبادي غير رسمي وارد كشور مي شود.

  •  آهن
  • ، فولاد،
  •  مبل و نشيمن
  • ،‌لوستر،
  • چراغ و روشنايي،
  •  تلويزيون، LCD
  • ، بادام زميني،
  •  سير،
  • مجسمه،
  •  دستگاه ضبط و پخش،
  •  مايكروويو،‌
  •  گوشي تلفن همراه
  • ، ‌آجر،
  •  ماشين رختشويي،
  • پارچه، ‌
  • كيف مدرسه،
  • چمدان،
  • ‌بلندگوي خودرو،
  •  ‌ساعت مچي (ديواري،‌جيبي)،
  • ‌ليوان،
  •  كره
  • ، لامپ كم مصرف
  • ، ‌قاشق و چنگال
  • ، پشم حلاجي شده،
  •  دستكش جراحي،
  •  سشوار،
  • ‌عروسك، ‌
  • ميكروفن،
  • ‌باطري،
  • بيل و كلنگ،
  • ريش تراش،
  •  شانه،
  •  ‌زيپ،
  • بخار برقي،
  •  تيغ،‌
  •  ميخ،
  • پونز،
  • پيچ،
  • ‌اسباب‌بازي
  • ، آهن ربا،
  • زغال،‌
  •  شن و ماسه،‌
  • عينك و عدسي،
  •  ‌پارچه،
  •  چادر ،
  •  روسري
  • ، دستمال گردن
  • ، ‌ترازو،‌
  • سيم خاردار،‌
  •  الكل،‌
  • بازي‌هاي ويدئويي
  • ، كاغذ و مقوا،
  • ‌خطوط راه آهن،
  •  ‌سيمان،
  • ‌چسب،
  •  سبوس
  • ،‌ هدفون،
  •  آچار،
  •  آرد و سويا،
  •  ‌دستكش،
  • شيلنگ،
  •  جوراب،
  • ‌كاشي،
  •  فرش،
  • بلندگو،‌
  • گاو صندوق،
  •  ‌لاستيك
  •  و حصير
  •  

اوباما بداند:obama must know

 

obama must know

 

هر آسیبی که به جان مردم و یا تاسیسات اقتصادی و ارتباطی و تولیدی و نظامی و سایر اموال عمومی و خصوصی  کشور ما از سوی آمریکا یا اسرائیل  وارد شود مقصر آمریکاست و برای ما بزرگترین اهانت و ظلم میباشد و تمام رشته های آمریکا برای دوستی مجدد با ملت ایران را پنبه خواهد نمود .

زمین در قمصر و سفیداب فین /هر کس بیشتر بخرد=مزایده

روزنامه ایران ۲۸و۳۰/۵/۸۹

۳۹ قطعه زمین با کاربری مسکونی یکجا به فروش میرسد.فاقد خدمات آماده سازی

۱۵ قطعه با کاربری تجاری در شهرک خاتم کاشان واقع در سفیداب فین .فاقد خدمات آماده سازی

برخی چای داغ داغ میخورند هر چی میگم نخورید گوش نمیکنند.

 دبير علمي انجمن جراحان عمومي گفت: سرطان مري پس از سرطان پوست دومين سرطان شايع در كشور است و برنج‌خوري زياد و نوشيدن چاي داغ دو عامل پرخطر در بروز سرطان مري است.

به گزارش دبيرخانه پنجمين كنگره سراسري انجمن علمي جراحان عمومي، پرويز دريايي نوشيدن چاي داغ، استعمال دخانيات، مصرف الكل، خوردن مواد اسيدي و قليايي و در نهايت وراثت را از مهمترين عوامل پرخطر در بروز سرطان مري دانست.

وي در مورد گسترش اين نوع از سرطان در مناطق جغرافيايي خاصي از كشور اظهار كرد: با توجه به شيوع مصرف ناس در استان خراسان يا برنج‌خواري در استان‌هاي گلستان، گيلان و مازندران و همچنين نوشيدن چاي داغ در استان آذربايجان شرقي را مي‌توان جزو علل بروز دومين سرطان شايع كشور در اين مناطق برشمرد.

یه قل دو قل در آران و بیدگل و سنگ شیشو در بافت

بیدار شهر : متاسفانه این بازی فراموش شده است.ما با اسامی و کلمات دیگری شبیه آنچه در زیر میخوانید بازی میکردیم.

اهداف بازي  : سرگرمي ، بالابردن دقت و تمركز

سن بازيكنان : محدوديت سني ندارد

ابزار بازي : سنگ هاي كوچك تيله اي شكل

محوطه بازي : محل نشستن افراد، اتاق

تعداد بازيكنان :  اگر تعداد سنگ ها 5 عدد انتخاب شود ( پنج تا اي يو) فقط 2 نفر مي بايد شركت كنند .در صورتي كه تعداد سنگ ها 8 ، 10 ، 12 و...انتخاب شود ، هر تعداد مي توانند در بازي شركت كنند.

واژه ها : ي وردار ( يك بردار) ، دو وردار (دو بر دار)، سه وردار ( سه بر دار)، چار وردار ( چهار بر دار)، كُپ ،سِرش ، بُنش ، غنچ

نحوه بازي :

شروع بازي : در بازي سنگ شيشو ( پنج تا اي يو ) كه دو نفر شركت كننده دارد ، شروع كننده بازي به اين نحو انتخاب مي شود :

بازيكن 5 سنگ را در كف دست گرفته و با ارتفاع كمي آنها را به هوا پرت مي كند و دستش را مي چرخاند و سنگ هاي پرت شده را در پشت دست نگه مي دارد، هر تعداد سنگ را كه بيشتر پشت دستش نگه دارد ، شانسش براي شروع بازي بيشتر است.

نفر دوم هم همين عمل را انجام مي دهد و هر كدام كه تعداد بيشتري سنگ را پشت دستش نگه داشته است ، بازي را شروع مي كند.

بازيكن 5 سنگ را روي زمين مي ريزد ، در ريختن سنگ ها روي زمين بايد دقت شود كه سنگ ها بافاصله  از هم روي زمين پهن شوند ، چون موقعي كه مي خواهد سنگي  را بردارد ، اگر دستش به سنگ ديگر خورد و باعث لرزش و تكان خوردن سنگ ديگر شد ، به اصطلاح مي سوزد (مي بازد).

ي ور دار ( يك بر دار) : در اين مرحله كه سنگ ها روي زمين ريخته شد ، بازيكن بايد سنگ ها  را يكي يكي با پرتاب يك سنگ به هوا از روي زمين بردارد، بازيكن يك سنگ از 5 سنگ را بر مي دارد و آن را به هوا پرت مي كند و هم زمان يك سنگ را از روي زمين بر مي دارد و سنگ پرت شده در هوا را مي چاقد ( مي گيرد) ، بايد بازيكن دقت كند در اين حالت كه سنگ را از روي زمين بر مي دارد ، دستش به سنگ هاي ديگر نخورد و آنها را نلرزاند ، اگر باعث لرزش سنگ هاي ديگر شد ، مي سوزد ( مي بازد) و نوبت به بازيكن ديگر مي رسد.

دو ور دار : در اين مرحله با پرتاب سنگ به هوا بازيكن بايد هر دفعه 2 سنگ را از روي زمين بر دارد و سنگ پرت شده در هوا را بچاقد.

سه ور دار : در اين مرحله بازيكن با پرتاب سنگ به هوا  ، بايد يك دفعه 3 سنگ را  و دفعه ديگر آن يك سنگ را بر دارد.

چار ور دار :  در اين مرحله بازيكن با پرتاب سنگ به هوا بايد هر 4 سنگ را با هم از زمين جمع كند و سنگ پرت شده در  هوا را بچاقد

كُپ : بعد از چهار بر دار،مرحله كُپ مي باشد كه بازيكن هر 5 سنگ را در دست مي گيرد و يك سنگ را به هوا پرت مي كند و 4 سنگ ديگر را روي زمين مي گذارد و سنگ پرت شده در هوا را مي چاقد( مي گيرد) و سپس دوباره سنگ  را به هوا پرت مي كند و 4 سنگ را از روي زمين جمع مي كند.

سِرش  : بازيكن هر 5 سنگ را در دست مي گيرد و يكي را به هوا پرت مي كند و با نوك انگشت سبابه خطي روي زمين و محل بازي مي كشد و سنگ پرت شده در هوا را مي چاقد.

بُنش : بازيكن هر 5 سنگ را در دست مي گيرد  و يكي را به هوا پرت مي كند  و در حالي كه سنگ پرت شده در هوا مي باشد، با مشت به زمين مي كوبد و سنگ پرت شده را مي چاقد.

غنچ : بازيكن هر 5 سنگ را در كف دست مي گيرد و با ارتفاع كم به هوا پرت مي كند و سنگ هاي پرت شده را پشت دستش نگه مي دارد.

در مرحله غنچ بازيكن بايد نهايت دقت و تمركز را داشته باشد ، زيرا تعداد سنگ هايي كه پشت دستش نگه مي دارد ، امتياز او محسوب مي شود.

پس از مرحله غنچ  و مشخص شدن امتياز بازيكن ، نوبت به ديگر بازيكن مي رسد كه تمام اين مراحل را بازي مي كند و در مرحله غنچ تعداد سنگ هايش را مي شمرد و هر كس در مرحله غنچ تعداد امتيازش بيشتر بود ، برنده بازي مي باشد.

برنده بازي ، حكم شاه و امركننده را دارد و هر دستوري را كه داد، بازنده بايد اجرا كند .معمولآ برنده حكم هاي خنده داري رابراي اجرا به بازيكن بازنده مي دهد.

لازم به توضيح است : در هر مرحله اي كه بازيكن دستش به سنگي بخورد و سنگ بلرزد ( بازيكن مي سوزد) و نوبت به ديگر بازيكن مي رسد ، يا اگر بازيكن سنگ پرت شده در هوا را  در هر مرحله نتواند بچاقد ( بگيرد) باز مي سوزد و نوبت به ديگر بازيكن مي رسد.

بازي براي نفر سوخته شده در مرحله بعد از همان مرحله اي كه سوخته است ، شروع مي شود.

                                         "    سنگ شيشو چند نفره   "

در اين بازي محدوديتي براي تعداد بازيكنان نيست و هر تعداد مي توانند در بازي شركت كنند.

به عنوان مثال : اگر 4 نفر مي خواهند در بازي شركت كنند ، با توافق يكديگر تعداد سنگ ها را مشخص مي كنند ( 8 ، 10 ، 12و...) اگر تعداد سنگ ها را 8 انتخاب كنند هر بازيكن بايد براي خودش 8 سنگ داشته باشد ( در مجموع 32 سنگ )

شروع بازي مانند قبل مي باشد و هر بازيكن 8 سنگش را به هوا پرت مي كند و پشت دستش نگه مي دارد و كسي كه بيشترين سنگ را پشت دستش نگه  داشته است ، شروع كننده بازي مي باشد.

شروع كننده بازي 32 سنگ را روي زمين مي ريزد و يك سنگ را بر مي دارد و با پرتاب آن به هوا ، بطور دلخواه  هر تعداد سنگ را از روي زمين برمي دارد و سنگ پرت شده را مي چاقد، بايد دقت كند كه دستش به ديگر سنگ ها نخورد و آنها را نلرزاند ، چون مي سوزد ( مي بازد).

پازيكن تا زماني كه نسوخته است مي تواند به بازي ادامه دهد و سنگ هاي جمع شده كه امتيازش محسوب مي شود را بشمارد .

پس از شمارش امتياز ، نوبت به ديگر بازيكنان مي رسد و آنان به همين روش بازي را ادامه مي دهند و در نهايت پس از شمارش امتيازها ، هر كس كه بيشترين امتياز را داشته باشد ، نفر برنده و هر كس كمترين امتياز را داشته باشد ، نفر بازنده محسوب مي شود.

نفر برنده با همفكري ديگر بازيكنان براي تنبيه نفر بازنده ؛ دستوري را صادر مي كند و بازنده بايد اجرا كند، مثلآ دستور مي دهد كه بازنده به تمام بازيكنان كول بدهد يا كفش انان را واكس بزند و ....

از دوستان عزيزي كه همكاري كردند  و توضیحاتی درباره این بازی دادند  (آقاي علي شيباني ) تشكر مي كنم ، بخصوص از همسرم خانم بهادري كه حوصله بخرج داد و با نهايت دقت و مرحله به مرحله سنگ شيشو را برايم بازي كرد و توضيح داد ، صميمانه سپاسگزارم.
همشهری ! باور کن بازی شیرین و دلچسبی است .بلند شو.۵ سنگ تیله شکل از حیاط منزل جمع کن و با فرزند یا همسرت بازی را شروع و تمرین کن .نگذار از یادمان برود .این بازی هم بخشی از خاطره ها .ُ فرهنگ ُ آداب و رسوم جذاب ما بافتی ها بودکه باید حفظ شود.

                                                                                 با تشکر از جناب آقای حميد هرندي

http://bafteman.blogfa.com/post-184.aspx

 

عشاق/محبان/دیوانگان/انصار/فدائیان

دکتر احمدی نژاد:

"فكر مي‌كنم خوب است كه در جامعه فضاي نقد و گفت‌وگو وجود داشته باشد چرا كه نبايد هيچ فردي را هيچ كس محكوم كند و نبايد فردي به گونه‌اي صحبت كند كه عده‌اي از اظهار نظر خودداري كنند ".


بايد همگان كمك كنند نظريه‌هاي مخالف و موافق گفته شود.

اين رفتار بدي است كه فردي اظهار نظر مي‌كند و آن را به يك خط‌كشي و دعوا در جامعه تبديل مي‌كنند.


ملت ايران از آزاده‌ترين ملت‏هاي دنياست.

اگر اين موضوع را قبول نداريد مي‌توانيد عالمانه آن را نقد كنيد و براي نظريه خود نيز دليل و مدرك بياوريد؛


ايران بالاترين نقش را در تدوين و ترويج اسلام ناب دارد. نقش ايران نقش يگانه است و اين موضوع ملي‌گرايي معنا نمي‌دهد بلكه اين شكر كردن خدا و قدر نعمت را دانستن است.


بايد بين نظريه‌هاي فكري با بحث‌هاي سخيف باندبازي اختلاف قائل شويم.


بنده نيز اين نكته را گفتم كه ايران يك مكتب و فرهنگ است؛


افتخار مي‌كنيم كه كانون انديشه و فرهنگ انسان الهي ايران است.


بگذاريد فضاي زيباي آزادي كه در جامعه حاكم است، گسترش يابد،



http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=113561

باز هم انتخابات

دوست عزیزی که به تازگی از بحث دوستانه ای با عزیز ما فراغت یافته سراغ من آمده و در مورد مطلب قبلی من که فرازهایی از سخنان اخیر دانشمند عزیز جناب آقای دکتر خاتمی بود ،نظراتش را مرحمت نموده است .البته شاید هم فرد دیگری به نام ایشان پیام گذاشته است که مهم نیست. برای من ،کلمات و جملات مهم هستند و من طرفدار هیچ فرد یا حزب از طرفین حیدری ها و نعمتی ها از بدو انقلاب تا حالا نبوده ام و بازیچه ی هیچکس نشده ام ولی جملات و کلمات برای من مهم هستند و من مادرزاد از بعضی از سخنان خوشم می آید و بعضی ناخوشم میکند. دوست من نظراتش را در چند جمله بیان کرده که من جمله ی اولش را در پایین این پارگراف می چسبانم و مختصری در باره اش می نویسم .

"شکی نیست که فتنه گر واقعی کسانی هستند که به دروغ حضور حماسی مردم را تقلب خواندند و دنیای استکبار را از خود راضی ساختند."
دوست من دقیقا جمله ی اول آقای دکتر خاتمی را تایید نموده و فتنه گر واقعی را دروغ گو خوانده است  ولی یک مقداری هم بی حساب و کتاب جمله سازی نموده است. هیچکس حضور واقعا حماسی /مردم رای داده و رای نداده/ را تقلب نخوانده است ، بلکه گفته شده است در جریان حماسه ی انتخابات از حیله های مبارزاتی و تقلب استفاده شده است که البته چون ما همه ایرانی هستیم و با هم برادر و دوست و فامیل هستیم  و هیچیک از طرفین از کره ای دیگر نیامده ایم من معتقدم هر دو طرف از حیله و تقلب استفاده کردند ولی طرفی که ابزارهای قدرت را در اختیار داشت در این مبارزه توانست طرف مقابل را شکست بدهد .من امیدوارم روزی برسد که انتخابات عادلانه تر و قابل اطمینان تری در میهنمان برگزار شود.در اینکه دشمنان ما راضی شدند من هم موافقم ولی در این راضی نمودن هر دو طرف مقصر بوده اند .

پاسخ دادن به یک فرد ناشناس و با جملات حساب نشده بسیار انرژی میخواهد.اگر حوصله داشته باشم در آینده در باره ی بقیه نظرات دوستمان که من بسیار این عزیزان از هر دو طرف  را دوست دارم خواهم نوشت و فقط دلم میخواهد وقتی مینویسند به همه ی کلمات و جملات توجه کامل داشته باشند و احساسات آبی و قرمزی باعث نشود که حرف حق کمرنگ شود و منصفانه بنویسند و همیشه توجه داشته باشند که ما ،قبل از هرچیز ایرانی و رشد یافته در یک خاک و آب هستیم.

خاتمی:جریانهای دروغگو فتنه گرواقعی هستند.

  • فتنه‌گر واقعی جریان‌هایی هستند که بی محابا دروغ می‌گویند و می‌کوشند تا عرصه را بر هرکس که نمی‌پسندند، تنگ کنند.
  • لازمه باز بودن فضا و آزاد بودن احزاب و تشکل‌ها و فعالیت‌ها این است که انتقاد نه تنها ممنوع نباشد بلکه ارزش به حساب آید.
  •  چون فعلیت حکومت در نظام ما ناشی از اراده و رای مردم بود، طبعا لازمه‌اش وجود آزادی است گرچه نفس آزادی هم در جای خود یک ارزش والای انسانی و الهی است.
  • در حکومت‌های خودکامه انتقاد یعنی براندازی.
  • انتقاد بلکه تخطئه موهبتی است الهی.
  • نباید جمهوری اسلامی ولو به نام اسلام از مسیرخود منحرف شود.

  • http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=114267

در شهر ما

در شهر ما آران و بیدگل به ماه رمضان میگوییم:

مامبارک

MAMBAREK

برخی هم میگوییم:

ماروزه

MARUZE

میگوئیم:

روزه - ما، وا کردم یعنی افطاری خوردم یا غذا خوردم و دیگر روزه نیستم.

حمام در مناسبت
هاي مختلف ملارد قدیم

 

 مواقعي بود که حمـام تبديل به مکاني براي ديد و بازديدهاي عمومي مي
گشت. از آن
جمله:

 انتخاب عروس: در صورتي که خانواده
اي دختري را جهت پسر خود مي
پسنديد، يکي از بهترين اماکني که خانواده داماد مي
توانستند عروس آينده خانواده را برانداز کنند حمام بود.

 حمام برون عروس: در روز عروسي، طي مراسمي عروس را به حمام ميبردند. بيشتر همراهان عروس را دختران جوان تشکيل ميدادند. اعتقاد عمومي بر اين بود که رفتن دختران با عروس به حمام، خوش يُمن است و باعث باز شدن بخت آنها مي
شود. بردن و آوردن عروس از حمام همراه با ساز و دُهُل و هلهله و شادي بود.

 حمام برون داماد: در روز عروسي، داماد به همراه ساق دوش و سُل دوش و شماري از دوستان و جوانان به حمام مي
رفت. هنگام بردن و آوردن داماد از حمام، جوانان بزن و بکوب و شادي راه مي
انداختند و دهل زده ، اسپند دود مي
کردند.

 حمام زايمان: در دهمين روز زايمان، زائو به همراه قابله و تعدادي از زنان به حمام مي
رفت که آن
را دهه حموم مي
گفتند. زناني که همراه زائو بودند با خود ميوه و شربت مي
بردند و آن
را درون سيني (مجمعه) قرار داده و جلو زائو و کساني که در حمام بودند مي
گرفتند.

 حمام ختم عزا: اين حمام جهت پايان دادن به مراسم سوگواري و عزاداري خانواده
اي بود که يکي از افراد درجه اول آن درگذشته بود. حمام ختم عزا، با حنا بستن و اصلاح سر و صورت بازماندگان متوفيٰ انجام مي
گرفت و تهيه مقدمات اين حمام توسط يکي از بزرگان خانواده يا يکي از بزرگان محلي صورت مي
گرفت.

مگر انجمن سینمایی، قیم مردم است؟ اعتراض به  اکران شبانه فیلم‌ها در ماه مبارک رمضان

حجت‌الاسلام‌والمسلمین «سید احمد علم‎ الهدی»، در خطبه‌های عبادی - سیاسی نماز جمعه این هفته مشهد، ادامه داد:

 بنده از مسوولان می‌خواهم که در این شهر، رسما جلوی این کار را بگیرند، مگر انجمن سینمایی، قیم مردم است؟

 مردم در این ماه باید دعا و مناجات کنند، آن وقت سرگرمی درست کرده‌اند که مردم به خدا و قرآن توجه نکنند.


مگر سینما کنترل ندارد که مردم به‌جای توجه به خدا، دعا، مناجات و ارتباط با خدا در ماه مبارک رمضان، از اذان مغرب تا اذان صبح فیلم نگاه کنند؟

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=113842

رتبه بندی تقریبی کشور های میزبان ایرانیان خارج از میهن بر مبنای تعداد ایرانیان مهاجر

این آمار مستند به آمار رسمی نیست و بر اساس آمار بازدید از این وبلاگ تنظیم شده است.

رتبه       کشور     قاره

۱

آمريکا

|

آمريکا

2

برزيل

|

آمريکا

3

انگلستان

|

اروپا

4

کانادا

|

آمريکا

5

آلمان

|

اروپا

6

امارات

|

آسیا

7

کويت

|

آسیا

8

لهستان

|

اروپا

9

سوئد

|

اروپا

10

فرانسه

|

اروپا

11

استرالیا

|

اقیانوسیه

12

بلژيک

|

اروپا

13

ژاپن

|

آسیا

14

هلند

|

اروپا

 

 

 

 

15

نروژ

|

اروپا

16

مالزي

|

آسیا

17

ايتاليا

|

اروپا

18

يونان

|

اروپا

19

روسيه

|

آسیا

20

اسپانيا

|

اروپا

21

ترکيه

|

آسیا

آداب قديم حمام رفتن در ملارد

حمام
ها چون محل ملاقات
هاي قهري و برخوردهاي اتفاقي و يا ميعادگاه طبقات مختلف مردم بود، داراي آداب و سنن خاصي نيز بوده است:

ـ در هنگام ورود به صحن حمام، چنان
که فرد يا افراد بزرگتري در حمام حضور داشتند، براي اظهار ادب و تقديم احترام، طاسي آب از حوض وسط حمام برداشته بر سر يکايک آنان مي
ريختند و بدينوسيله اداي احترام مي
نمودند.

ـ هنگامي که فرد قابل احترامي در حمام بود يکي دو طاس آب بر پشت او مي
ريختند و اگر در حال صابون زدن بود، ليف او را گرفته کمي پشت او را ليف مي
کشيدند و يا از دور اداي احترام کرده با کف دست آب برداشته به او تعارف مي
کردند.

 ـ هنگام نشستن در نقطه
اي از حمام، يکي دو طاس آب خيلي داغ در آن نقطه مي
ريختند و در هنگام ريختن آب داغ، بسم
الله مي
گفتند.

 ـ هنگامي که از صحن حمام به رخت
کن مي
آمدند، يکديگر را چند دقيقه
اي ماساژ مي
دادند و بدينوسيله عطوفت و مهرباني خود را به يکديگر ابلاغ مي
نمودند و اين بيشتر به مردان اختصاص داشت.

 

وظایف گرمابه داران در ملارد

 

 حمام قديم و حمام جديدي که کهبد ساخته بود هر دو وقف عام بودند و مالک آن تمام روستائيان به
شمار مي
آمدند؛ از اين
رو، مردم به اتفاق آرا از ميان کساني که داوطلب حمامي شدن بودند يکي را برمي
گزيدند.

    حمامي
ها غالباً کساني بودند که زمين و دام کم داشتند و از اين
رو مي
توانستند به کارهاي حمام برسند. از وظايف حمامي اين بود که آب به خزينه ببندد؛ حمام را تميز کند و پيوسته کوره حمام را که به آن تون گفته مي
شد روشن نگاهدارد و هيزمي را که جهت تون حمام به کار مي
رفت تهيه نمايد. زن حمامي هم در ساعاتي که حمام زنانه بود به حمام مي
رسيد.

    مزد حمامي را ساليانه و پس از برداشت محصول مي
دادند. در مراسم عروسي وقتي که داماد يا عروس را به حمام مي
بردند، رسم بر اين بود که خانواده عروس و داماد هدايايي به حمامي مي
دادند.

 دلاک

 از وظايف مهم دلاک، اطلاع رساني اخبار مهمي چون عروسي، عزا، ختنه سوران، و يا گردهمايي
هاي روستايي که جهت مشورت در امور آب، زمين و... برگزار مي
گرديد بود. دلاک مرد، مردان خانواده و دلاک زن، زنان خانواده را مطلع مي
نمود.

    هنگام فرا رسيدن مراسم عروسي، خبر رساني اين عروسي توسط دلاک انجام مي
گرفت. البته به دليل قِلّت جمعيت، تقريباً تمامي اهالي دعوت مي
شدند. دلاک براي رساندن پيام عروسي، در دستمالي نقل مي
ريخت و به يکايک خانه
ها مي
رفت و ضمن تعارف نقل، خبر عروسي و دعوت شدن آنان را ابلاغ مي
نمود. صاحب خانه نيز ضمن پذيرفتن دعوت، به دلاک مقداري گندم، نان و يا چيز ديگري مُشتُلُق مي
داد. بعدها که داد و ستد از شکل کالا به کالا خارج شده و پول در جريان داد و ستد روستا قرار گرفت؛ به دلاک به جهت آوردن خبر خوش عروسي، جوراب، نبات و حتي پول انعام داده مي
شد.

 

حمام جديد ملارد

 

 گرمابه
هاي غيربهداشتي يکي از مکان
هاي انتقال بيماري به شمار مي
آمد. يکي از مهم
ترين منابع گسترش انواع بيماري
ها، حمام
هاي قديمي خزينه
دار بود. آب داخل خزينه
ها هفته
اي يکبار و بعضاً ده روز يکبار تخليه مي
گرديد و در آخرين روزهاي پيش از تخليه متعفن مي
گرديد.

    از سال1340 به بعد که مبارزه با بيماري
 در دستور کار وزارت بهداشت قرار گرفت؛ نسبت به بستن حمام
هاي خزينه
دار که يکي از مظاهر شيوع بيماري به شمار مي
آمد، اقدامات جدي

تري صورت گرفت که نمود آن را در ملارد با تخريب حمام قديمي و احداث حمام بدون خزينه مي
توان شاهد بود.

    در حدود سال1340 و همزمان با تعريض خيابان اصلي که آن زمان 4 تا 6 متر عرض داشت، کُهبد حمام قديمي را به همراه مسجد و آب
انبار تخريب نمود و زمين حمام و آب
انبار را به همراه تعدادي از خانه
هايي که از اطراف مسجد خريداري نموده بود به مسجد تازه بناي ملارد افزود و با کمي فاصله، به جاي يک حمام که در ساعاتي از روز مخصوص زنان و ساعاتي نيز مخصوص مردان باشد؛ دو حمام چهار دوشه، يکي ويژه زنان و ديگري ويژه مردان احداث و وقف عام نمود.

    حمام جديد داراي حوض، شيرهاي آب گرم و سرد، و چندين دوش بود و در آن مکاني نيز جهت ازاله مو که اصطلاحاً به آن دواخانه گفته مي
شد قرار داشت. حمام جديد تا حدودي با استانداردهاي بهداشتي آن زمان مطابقت داشت.

http://malardiha.blogfa.com/page/12.aspx

حمام رفتن زنان ثروتمند در ملارد

 

در ملارد قديم زنان خانواده
هاي ثروتمند غالباً با يکي دو خدمتکار به حمام مي
رفتند. يکي از خدمتکاران طاس و مجمعه (سيني) با خود مي
برد و ديگري بقچه حمام در بغل، خانم را همراهي مي
کرد.

    ابتدا مکاني را که خانم مي
بايست در آن قسمت بنشيند خدمتکاران با آب داغ و کف صابون مي
شستند و سپس يک سيني مسي را وارونه روي زمين مي
گذاردند و خانم روي آن مي
نشست. در کنار آن، سيني مسي کوچکتري قرار مي
گرفت که داخل آن وسايل حمام شامل: ليف، صابون، شانه، سنگ
پا و طاس (تشت) قرار داشت و غالباً سه نوع طاس (بزرگ، کوچک و متوسط) مورد استفاده قرار مي
گرفت.

    خدمتکاران با طاس متوسط درون طاس بزرگ را پر آب مي
کردند و با طاس کوچک و يا متوسط بر روي خانم آب مي
ريختند. پس از کيسه و ليف کشيدن، درون طاس کوچک کف صابون درست مي
کردند و با ريختن آن بر سر خانم و چنگ زدن در موهاي وي سر وي را مي
شستند.

    اگر خدمتکاران در منزل، سر خانم را حنا گذارده بودند؛ به محض حضور خانم در حمام، ابتدا سر وي را مي
شستند و پس از آن در طاس کوچک مقداري رنگ عمل آورده، سر وي را رنگ مي
گذاردند و نيم ساعت بعد مي
شستند و حاصل آن مويي سياه و شفاف بود.

    هنگامي که خانم از شسته شدن فارغ مي
گرديد و پاي به سربينه (رختکن حمام) مي
گذارد، خدمتکاران بقچه

اي را باز کرده و يک زيرپايي از جنس مخمل زيرپاي او مي
انداختند و با دو قديفه (حوله) بزرگ اقدام به خشک کردن او مي
نمودند و سپس از بقچه
اي ديگر لباس
هاي تازه وي را بيرون آورده بر تنش مي
کردند و پس از شانه زدن موها و بافتن آن
ها روانه خانه مي
شدند.

    زن حمامي نيز به جهت دريافت انعام، غالباً در بردن و آوردن وسايل حمام و پوشاندن لباس خانم، با خدمتکاران همکاري مي
نمود.

 

حمام در ملارد قديم

 

 تا هفتاد هشتاد سال قبل، ساختن حمام و آب
انبار همچون ساختن مسجد، يکي از مباني خيرات و مبرات به
شمار مي
رفت. افراد متمکن و خيرخواه جهت کسب ثواب اُخروي و برجاي گذاردن نام نيک خويش و کسب شرف و افتخار دنيوي اقدام به ساختن مسجد، حمام و آب
انبار مي
نمودند. اين
که نخستين حمام ملارد در چه سالي و توسط چه کسي ساخته شده معلوم نيست.

 حمام قديم ملارد

 اين حمام خزينه دار و در کنار مسجد قديم ملارد واقع گرديده بود. بنا بر اقوال معمرين، زمان ساخت آن پيش از سال1300 شمسي يعني در اواخر عهد قاجار بوده است.    چند پله که پايين ميرفتي به رختکن حمام وارد ميشدي و پس از گذشتن از يک دالان دراز و تاريک به سالن عمومي که محل شستشو بود وارد مي
شدي. روبرو دواخانه (محل ازاله مو) و در وسط صحن حمام حوضي مستطيل شکل قرار داشت. شاه
نشين آن نيز دو سکو در دور حوض بود که مردم بر روي آن مي
نشستند. خزينه را چند پله بالاتر از صحن داخلي حمام ساخته بودند و در طي سالياني که حمام فعال بود چند نفري در داخل آن خفه شده بودند.

    در هنگام خارج شدن از صحن شستشوي حمام، حوض کوچک کم عمقي قرار داشت که با پا گذاردن داخل آب آن به رختکن وارد مي
شدند و محل رختکن مشتمل بر سه اتاقچه کوچک بود.

    آب خزينه را دوهفته به دو هفته از آب نهري که در خيابان جاري بود پر مي
کردند. چند روزي که از پر کردن آب خزينه مي
گذشت، بوي تعفن از آن برمي
خاست. آب مصرفي داخل حمام نيز از آب نهر خيابان بود.

    در مواقعي که حمام خراب مي
شد و بر اثر نبود امکانات مالي تا مدتي همچنان خراب باقي مي
ماند. مردم به حمام قلعه فرامرز يا لم
آباد يا حصارک مي
رفتند و البته زماني که حمام مناطق يادشده نيز خراب مي
شد؛ اهالي آن از حمام ملارد استفاده مي
کردند. گفته مي
شود در ميان حمام
هاي آن زمان، حمام حصارک تميزتر بوده است.

 آتشدان حمام: حمام قديم ملارد را با آتشدان که به آن تون گفته مي
شد گرم مي
نمودند و مواد گرم کننده آن نيز خاشاک و هيزم بود. حمامي
ها علف
هايي را که در کنار گندم
زارها مي
روييد و مورد استفاده دامداران نبود جمع کرده مي
گذاردند تا خشک شود و سپس آن
ها را براي تاباندن تون حمام (روشن کردن آتشدان حمام) مورد استفاده قرار مي
دادند. حمامي پيوسته انباري از اين علف
ها را براي زمستان ذخيره مي
کرد.

 زمان شروع به کار حمام: از صبح زود تا حدود ساعت9 مخصوص مردان و از ساعت9 تا ساعت1 بعد از ظهر مختص زنان بود. ساعت1تا2 تعطيل مي
شد. از ساعت2 تا چند ساعتي مختص مردان و سپس به زنان اختصاص مي
يافت. بعضاً نيز در ساعات کار حمام تغييراتي صورت مي
گرفت.

http://malardiha.blogfa.com/page/12.aspx

مظاهر اسلامی تمدن غرب

 

مظاهر غیراسلامی تمدن غرب

نایت کلاب

محلی است برای نوشیدن مشروبات الکلی و رقصیدن در شبها زیر رقص نور.

در ۳۰ اکتبر ۱۹۹۸ ذر یک کلاب شبانه در گوتنبرگ سوئد در جریان یک آتش سوزی ۶۳ نوجوان مردند.


بار

بار به مکانی گفته میشود که مشروبات الکلی و غیرالکلی در اختیار مشتریان قرار میدهد و بانوان رقاصه ای دارد که برای سرگرم نمودن مشتریان حرکات موزون مینمایند و یا تدریجا پوشش خویش را می کاهند. برخی از بارها اجرای موسیقی و برنامه های کمدی هم دارند.اسپانیا در ازای هر ۱۰۰۰ نفر ۶ بار دارد.


 

احمدی نژاد:حرف مشايي و دولت يكي است.

"فكر مي‌كنم خوب است كه در جامعه فضاي نقد و گفت‌وگو وجود داشته باشد چرا كه نبايد هيچ فردي را هيچ كس محكوم كند و نبايد فردي به گونه‌اي صحبت كند كه عده‌اي از اظهار نظر خودداري كنند ".


بايد همگان كمك كنند نظريه‌هاي مخالف و موافق گفته شود.

اين رفتار بدي است كه فردي اظهار نظر مي‌كند و آن را به يك خط‌كشي و دعوا در جامعه تبديل مي‌كنند.
ملت ايران از آزاده‌ترين ملت‏هاي دنياست.
اگر اين موضوع را قبول نداريد مي‌توانيد عالمانه آن را نقد كنيد و براي نظريه خود نيز دليل و مدرك بياوريد؛
ايران بالاترين نقش را در تدوين و ترويج اسلام ناب دارد. نقش ايران نقش يگانه است و اين موضوع ملي‌گرايي معنا نمي‌دهد بلكه اين شكر كردن خدا و قدر نعمت را دانستن است.
بايد بين نظريه‌هاي فكري با بحث‌هاي سخيف باندبازي اختلاف قائل شويم.

بنده نيز اين نكته را گفتم كه ايران يك مكتب و فرهنگ است؛
افتخار مي‌كنيم كه كانون انديشه و فرهنگ انسان الهي ايران است.
بگذاريد فضاي زيباي آزادي كه در جامعه حاكم است، گسترش يابد،

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=113561

گریه کنید مسلمونا!!

 

کلمات فرانسوی در زبان فارسی

واژه‌های دارای ریشه فرانسوی که در زبان فارسی معمول شده‌اند و بصورت وامواژه هایی درآمده‌اند ، به فراوان یافت می‌شوند .

دلیل اصلی آن شاید به دوران قاجار برگردد که عمده‌ی روابط ایران و غرب ، با فرانسویان بوده‌است . برخی از این کلمات و معادل فرانسوی آن در زیر فهرست شده‌اند و در ادامه می آیند :


الف

· ادکلن(eau de cologne)

· اپل (épaule) به معنی شانه

· اپیدمی (épidémie)

· اتیکت (étiquette)

· اشانتیون (échantillon) به معنی نمونه

· اشل (échelle) به معنی نردبان

· اکران (écran)

· اکیپ (équipe)

· املت (omelette)

· اُوٍرت (ouvert) به معنی باز (open).

· اورژانس (urgence)

· اوریون (oreillons) بیماری اوریون یا گوشک که از oreille که به معنی گوش است آمده است.

· ایده (idée)

· آباژور (abat-jour)

· آبسه (abcès) به معنی چرک و ورم چرکی

· آژان (agent)

· آژانس (agence)

· آسانسور (ascenseur)

· آلرژی (allergie)

· آمپول (ampoule)

· آناناس (ananas)

· آنکادر کردن (encadrer)

· آوانتاژ (avantage) به معنی فایده و منفعت است.

· آوانس (avance)

ب

· باکتری (bactérie)

· بالکن (balcon)

· بانداژ (bandage)

· بلیط (billet) که در زبان فرانسه بیه تلفظ می‌شود

· برس (brosse)

· بروشور (brochure)

· بلوز (blouse)

· بن ساله (bon salé) به معنی خوش نمک

· بوروکراسی (bureaucratie) که از ریشه bureau به معنی میز و دفتر کار ایجاد شده است.

· بوفه (buffet)

· بولتن (bulletin)

· بیسکویت (biscuit) به معنی دوبار پخته شده bis به معنی دوباره و cuit به معنی پخته شده است!

· بیگودی (bigoudis)

پ

· پاپیون (papillon) به معنی پروانه

· پاتیناژ (patinage)

· پاساژ (passage)

· پاندول (pendule)

· پانسمان (pansement)

· پاویون (pavillon)

· پروژه (projet)

· پروسه (process)

· پلاک (plaque)

· پلاکارد (placard) به معنی پوستر و نیز به معنی کابینت است plat به معنی بشقاب یا ظرف مسطح است.

· پماد (pommade)

· پنس (pinces)

· پورتفوی (portefeuille) به معنی کیف اسناد وکیف پول است.

· پونز (punaise)

· پوئن (point) به معنای امتیاز

· پیژامه (pyjama)

· پیست (piste)

ت

· تابلو (tableau)

· تن ماهی(thon)

· توالت (toilette)

· تومور (tumeur)

· تیره یا خط تیره (tiret)

· تیراژ (tirage)

د

· دز (dose)

· دوش (douche) فعل se doucher به معنای دوش گرفتن است

· دیسک (disque)

· دیسکت (disquette)

ر

· رادیاتور (radiateur)

· رژیم (régime)

· رفراندوم (référendum)

· رفوزه (refusé)

· روبان (ruban)

· روب‌دشامبر (robe de chambre) به معنی لباس خانه.

ژ

· ژامبون (jambon) از واژه jambe به معنی ساق پا گرفته شده است.

· ژانر (genre)

· ژست (geste)

· ژله (gelée)

· ژوپ (jupe) به معنی دامن و minijupe به معنی دامن کوتاه است.

· ژورنال (journal) به معنی روزنامه. jour به معنی روز است.

· ژیله (gilet)

س

· ساتن (satin)

· سالن (salon)

· سس (sauce)

· سنکوپ (Syncope)

· سوتین (soutien gorge)

· سوژه (sujet)

ش

· شاپو (chapeau)

· شارلاتان (charlatan)

· شاسی (châssis)

· شال (châle)

· شانس (chance)

· شانتاژ (chantage) ریشه آن فعل chanter به معنی آواز خواندن است

· شوالیه (chevalier) به معنی اسب سوار و Cheval به معنی اسب است

· شوسه (chaussée) به معنی جاده و سواره رو است و chaussure به معنی کفش است.

· شوفاژ (chauffage)

· شوفر (Chauffeur)

· شومینه (cheminée)

ص

· صابون (savon)

· صندل (sandale)

ط

· طلق (talc)

ف

· فابریک (fabrique) به معنی کارخانه

· فلش (flèche)

· فویل (feuille) به معنی ورقه یا برگه.

ک

· کاپوت (capot)

· کارتابل (cartable) به معنی کیف مدرسه

· کاسکت (Casquette)

· کافه (café)

· کافه گلاسه (café glacé)

· کامیون (camion)

· کامیونت (camionnette)

· کاناپه (canapé)

· کتلت (côtelette) از واژه côte به معنی دنده بوجود آمده است.

· کراوات (cravate)

· کرست (corset)

· کریدور (corridor)

· کلیه (Collier) به معنی گردن‌بند و cou به معنی گردن است.

· کمدی (comédie)

· کنسانتره (concentré)

· کنسرو (conserve)

· کنسرواتور (conservateur) به معنی نگهبان و محافظ است

· کنکور (concours)

· کودتا (Coup d'État)

· کوران (courant) به معنی جریان بیشتر برای جریان هوا به کار می‌رود.

· کورس (course)

· کوسن (coussin) به معنی نازبالش

گ

· گاراژ (garage) از فعل garer به معنی نگهداشتن یا پارک کردن گرفته شده است

· گارسون (garçon)

· گیشه (guichet)

ل

· لژ (loge)

· لوستر (lustre)

· لیسانس (licence)

م

· مامان

· مانتو (manteau)

· مانکن (mannequin)

· مایو (maillot)

· مبل (meuble)

· مرسی (merci)

· مزون (maison) به معنی خانه است

· مغازه (magasin) خود در اصل از عربی مخزن.

· موزه (musée)

· موکت (moquette)

· میزانسن (mise en scene)

· میلیارد (milliard)

ن

· نایلون (nylon)

و

· وانیل (vanille)

· ویتامین (vitamine)

· ویترین (vitrine)

· ویراژ (virage)

· ویلا (villa)

 

http://mguitar.persianblog.ir/post/699

کلمات ترکی در زبان فارسی

۱

قاشق

۳۱

گوجه

۶۱

۲

بشقاب

۳۲

چارق

۶۲

قاپيدن

۳

قاب

۳۳

كوچك

۶۳

تپيدن

۴

قابلمه

۳۴

قرمز

۶۴

تپانچه

۵

سورتمه

۳۵

گلن گدن

۶۵

چاپيدن

۶

چكمه

۳۶

ياتاقان

۶۶

دنج

۷

ييلاق

۳۷

قالپاق

۶۷

قوش

۸

قشلاق

۳۸

آلاچيق

۶۸

سگرمه

۹

آچار

۳۹

قالي

۶۹

چمباتمه

۱۰

توپ

۴۰

تپه

۷۰

يورتمه

۱۱

اتاق

۴۱

تاپاله

۷۱

ساچمه

۱۲

اجاق

۴۲

اوزون بورون

۷۲

يغما – ياغي

۱۳

قايق

۴۳

قزل آلا

۷۳

دوشك

۱۴

قورمه

۴۴

قره قوروت

۷۴

اتراق

۱۵

قيمه

۴۵

باجي(آباجي)

۷۵

سراغ

۱۶

سنجاق

۴۶

بنچاق

۷۶

يراق

۱۷

سنجاقك

۴۷

دلمه

۷۷

الك

۱۸

قورباغه

۴۸

طاقچه

۷۸

قلق

۱۹

سلانه سلانه

۴۹

دكمه

۷۹

سرتق

۲۰

چالش

۵۰

قشقرق

۸۰

قاتي

۲۱

چاق

۵۱

كوچ

۸۱

پاره

۲۲

دماغ

۵۲

ايل – ايلچي

۸۲

قيچي

۲۳

الاغ

۵۳

يالقوز

۸۳

قاچاق

۲۴

آقا

۵۴

قنداق

۸۴

قاچاقچي

۲۵

خان – خانم

۵۵

سورچي

۸۵

 قال گذاشتن

۲۶

تيپا

۵۶

الدرم بلدرم

۸۶

 

۲۷

بقچه

۵۷

منجق

۸۷

 

۲۸

خنچه

۵۸

النگو

۸۸

 

۲۹

قرق

۵۹

باتلاق

۸۹

 

۳۰

اردو

۶۰

سقلمه

۹۰

 

http://www.yeshilyol.blogfa.com/post-3.aspx

ترحیم یا تحریم؟

تحریم را بایکوت هم می گویند.

BOYCOTT

یک کلمه ی دیگر هم به کار می برند.

SANCTION

 

International sanctions, coercive measures adopted by a country or group of countries against another state or individual(s) in order to elicit a change in their behavior.

چند کشور تصمیم میگیرند رفتار یک کشور را تغییر بدهند.به عبارت دیگر یا تغییر کن یا مجبور به تغییرت میکنیم.

 

دستبند بر دستهای یک نابغه

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=113096

گریه کنید مسلمونا.

ان الله یأمر بالعدل و الاحسان. . .

والی شهر حمص به حاکم وقت ، عمربن عبدالعزیز هفتمین خلیفه اموی نامه نوشت : که دیوار شهر خراب شده است و نیاز به بنای مجدد دارد.

عمر در جواب وی نوشت : شهر حمص را با دیواری از عدل نگه دار و راهها را از خوف و ستم پاک کن تا نیازی به گل و خشت و سنگ و ... نباشد.

( عمربن عبد العزیز همان شخصی  بود که لعن برامیرالمومنین علی (ع) را ممنوع کرد و دستور داد در منبرها به جای آن این آیه را بخوانند:« ان الله یأمر بالعدل و الاحسان. . . و مزرعه فدک را به اهل بیت « امام محمد باقر (ع) » برگرداند .)

http://ishoshin.blogfa.com/post-5.aspx

در قلعه رود خان فومن

http://kavir2010.blogfa.com/post-191.aspx

از این وبلاگ تاجیکی چند واژه ی قشنگ آشنا را جدا میکنم.

دوستای مهربان ، امید که نوروز و بهار خوشی را بگذرانین. 

 میخواهم بگویم که  صبورالله نیرم سیاه سنگ مفعول ، اعظم سیستانی دلال ، حمید انوری بی ناموس و دگه

 مارمولک های چرسی و بنگی که با آنها همدست استن ، ایزار های خود و خانواده های خود را در

 سر چهاراهی ها کشیده راهی ستن و فاشیزم خود را از نگاه جسمانی هم به خلایق نشان میتن . فکر می

 کنن که میتانن توجه مردمه به طرف خود جلب کنن !

در عین زمان ، همو خاین ها ، برای ترساندن ما به صورت پیوسته پیام های تهدید آمیز به من می فرستن و

 مرا تهدید به مرگ می کنن .

یکی از این گونه پیام ها چند روز پیش از طرف یک فاشیست به نام " هارون اتمر " از اوغانستان برم

 رسیده که برای شناخته نشدن ، به زبان انگلیسی نوشته کده و از مه خواسته که از نوشتن علیه فاشیزم و

 اوغانیزم و پشتونیزم شان دست بردارم ، در غیر آن مرا از بین خواهند برد  !

من ایمیل هارون اتمر را به مراجع قانونی سپرده ام که آنها محل و جایش در اوغانستان را پیدا کرده اند و به زودی چوب را در گلونش خواهند زد . اما من میخواهم به هارون اتمر و دیگر فاشیست های پست فطرت و بیمروت و خاین بگویم که تمام سگ جفی ها و لچکی ها و تهدید های شما هیچ جایی را نمی گیرد . من و دوستانم که علیه فاشیزم و اوغانیزم و پشتونیزم شما می رزمیم و چهره پلید و منحوس شما مزدوران مادر زاد را به مردم نمایان می سازیم ، از جفیدن و هنگ زدن و لق لق شما نمی هراسیم و مبارزه ما با شدت هر چه بیشتر در مقابل تمام دار و دسته ی غدار و خاین و خود فروش اوغانیست های قبیله پرست ادامه خواهد داشت . شما مطمئن باشین که ما با تمام امکانات و نیروهایی دست داشته خود به صورت همه جانبه در مقابل شما مبارزه می کنیم .

شما فاشیست ها و اوغانیست ها و پشتونیست های کثیف باید بدانین که ما شما را به تمام معنا شناخته ایم ، دنیا هم آهسته آهسته شما را به تمام معنا می شناسه و سیطره ی ننگین و خونین شما تاراجگران و چپاولگران وحشی برچیده خات شد .

شما قبیله پرستانی که در جهالت محض می لولید ، در تالاب گند و کثافت قبیله ، همانجایی که خوش استید ، اتن ملی کرده خات ماندین و دگه مردمان ساکن در کشور راه خود را به سوی آزادی و بهروزی پیدا کرده و به آن سو خواهند رفت .

شما از این گپ های ما زهره کفک استید که چرا راه خود و مردم خود را از راه قبیله پرستان جدا می کنیم

 و میخواهیم که دگه اسیر و گروگان قبیله نباشیم . ما این را گفته ایم و باز می گوییم که دگه لازم نیس که مردم غیر پشتون باز هم دو صد شصت سال دگه منتظر بیرون شدن قبیله از جهالت و تیره اندیشی باشن . دگه لازم نیس که شهر های آشنا با تمدن چندین هزار ساله ی  ما ، زیر  سلطه و فرمان غژدی نشینان و مغاره گزینان

 باشن . ما ، شف شف نی ، شفتالو می گوییم . دگه بس اس . باید نظام و سیستم و شیوه های دولتداری و

 حکومتداری را دگرگون بسازیم و حق را به حق دار بدهیم . اوغان یعنی پشتون هیچ حق نداره که بالای تاجیک

 و اوزبیک و هزاره و ترکمن و بلوچ و دگه و دگه حکومت کنه. این گپ خوش شما

 نمیایه ، بلای همه مردم به پس تان . برویید و دگه گور تان را گم کنید . اگه درست مثل انسان میخایین با

 دگرا  در صلح و عدالت زنده گی کنین ، باید از شتر جهل پایین شوین و این حقیقته قبول کنین که

 پشتونها مثل هر اقلیت قومی دگه همانقدر حق دارد که هر قوم دگه دارد . زیاده خواهی ، بلند پروازی های جاهلانه تان را دور بیاندازین و بیاین به عدالت و انصاف گردن نهید . اگه دگرا حق حکومت کردن و دولتداری را نداشته باشن ، اوغان ها ( پشتون ها) که به هیچ صورت حق رهبری و حکومت کردن را نباید داشته باشن ، چون از هر نظر از دیگر اقوام کرده عقبمانده تر و قرون وسطایی تر استند . این یک حقیقت اس و دگه لازم نیس که ما از گفتن حقیقت به خاطر خوشی چند فاشیست و پشتونیست و اوغانیست احمق ، پرهیز کنیم .

امروز همقه بس اس . باز بخیر گپ خات زدیم . یار زنده و صحبت باقی .  

 

اسفندیار و محمود /هدف از حرفهای تازه اشان در باره ی ایران و اسلام چیست؟

 

توهم در سالمندان

در بعضی از موارد در افراد سالمند نوعی جنون که آن را جنون پیری می‌نامند پیش می‌آید. این بیماران زودرنج، حساس، تحریک‌پذیر و گاهی بی‌تفاوت‌اند. حس حسادت و محرومیت شدید داشته و دچار بی‌قراری، بی‌خوابی و کمبود درک می‌شوند. حالت افسردگی در چهره آنان نمایان‌ است. بالاخره ممکن است زوال عقل و حالات پرخاشگرانه جنون و دیوانگی در آن‌ها پیدا شود. در بعضی سالمندان بحران‌های تیرگی شعور و هذیان ظاهر می‌شود و منگی ناگهانی، احساس تنهایی روانی و هذیان و توهم پیش می‌آید.

منبع

دكتر بيضايي، توهم را از ديگر بيماري‌هاي رواني دوران سالمندي دانست و اضافه كرد: اين بيماري به طوري است كه سالمند تصورهايي دارد كه از نظر خودش حقيقت داشته اما موافق دنياي خارج نيست.

منبع

 

داروخانه ی بنی طبا

دهه های ۴۰ و ۵۰ دو تا داروخانه در بافت قدیم بیدگل وجود داشت داروخانه ی مرحوم جعفری و داروخانه ی بنی طبا در دو سوی حسینیه ی ویرانه که اتفاقا حسینیه ای بود نو تر از بقیه ی حسینیه ها و امروز هم من فکر کردم در این حسینیه مراسم انسانی نازنین ، خوش قلب و خوش سیما یعنی آقامحمود بنی طبا برگزار میشود .

پدر گفت : شادروان حاجی آقا شهاب باجناق شادروان آقامیرزا مصطفوی و شادروان حاج شیخ عباس کریمشاهی ۶ پسر و دو دختر داشت.

مرحومان جواد - محمد - حسین و آقا محمود و پایندگان آقا حسن و آقا عباس و دختران هر دو همسر حاج سید مهدی مصباحی/ واعظ بیدگلی  (بعد از وفات اولی/ دومی)

فرزندان حاجی آقا شهاب پسرخاله ها و دخترخاله های حاجی سید فخرالدین مصطفوی تنها فرزند ذکور آقا میرزا بوده اند .شادروان آقا محمود عموی همسر آقای سعید جندقیان و هم عموی مادرشان بود و حکایت سعید و شیدا را که همه میدانیم چقدر این دو عزیز با یکدیگر دوست و صمیمی هستند.

مراسم اول امروز در حسینیه ی خانقاه بین مسجد نقشینه و خانه ی تاریخی بنی طبا برگزار بود که دوست ما آقای محدث بالای منبر بود که ما رسیدیم و تشکر میکنم از آقای عباس صابری باجناق شادروان استاد آقا محمود بنی طبا که صندلی خویش را در اختیار شیدا قرار داد.استاد محمود بنی طبا که از بنیان گذاران داروخانه های مدرن در شهرستان آران و بیدگل میباشند داماد شادروان حسن آقا قهرمانی (جندقیان ) بودند.

همینجا این مصیبت را خدمت خاندان های بنی طبا و بنی هاشمی و طباطبایی و مصطفوی و مصباحی و صدیقیان تسلیت عرض مینمایم به ویژه دوستانم آقای دکتر مصطفی بنی طبا /آقای علی صدیقیان و آقایان  سعید و مهندس علیرضا جندقیان /آقای مسعود قهرمانی /معلم عزیزم آقای سیدحسن بنی طبا / آقای عباس صایری و ...

اینجا ایران است

این نیمکت ساده ی سنگی بسیار زیبا و محکم است.

این نرده های آهنین خیلی قشنگند.

این گلها و چمنها خوشگلند.

این جوان ایرانی زیباست.پیراهن و کفشش هم قشنگ و شیک هستند.

ولی شلوار !

هیچی نمی گویم در باره ی شلوارت . چون من هم که همسال تو بودم مدت کوتاهی شلواری پوشیدم که زانویش وصله داشت.تو هم چند روز دیگر و شاید چند ماه دیگر این شلوار را کنار خواهی گذاشت ....

 

وقتی نمیشه خواننده شد هنرپیشه میشیم.

http://www.sinama13.blogfa.com/

 

در حاشیه تقاضای مناظره ی محمود با اوباما

مناظره فایده ندارد .محمود همین حرفهایی را خواهد زد که اکنون می زند و اوباهم همینطور و مترجم ترجمه خواهد کرد و ما خسته خواهیم شد و مناظره پایان خواهد یافت .تازه اگر محمود عکسی از همسر اوباما را جلو دوربین نگیرد . بهتر است این دونفر با یکدیگر ملاقات کنند و درحضور جهانیان روی یکدیگر را ببوسند و به این کدورت دیرین پایان بدهند.

چه ساعتی؟

  • نمودار وب گذر وضعیت مراجعه کنندگان به بیدار شهر در ۲۴ ساعت را نشان میدهد که میتوان آن را تعمیم داد.
  • کمترین: بین ساعت ۴ تا ۶  بامداد
  • بیشترین: نوک قله /ساعت ۱۱ قبل از ظهر ( احتمالا زمانی که جوانان ما صبحانه اشان را خورده اند.)
  • از ساعت ۱۲ آمار کاهش می یابد  و تا ساعت ۲۳ که اندکی افزایش می یابد روند نزولی تا ۶ صبح ادامه می یابد.
  •  از ۶ صبح تا ۱۲ ظهر روند صعودی است.
  • ۹  صبح تا ۱۴ سطح قله ی نمودار به مدت ۵ ساعت ( کارمندان بخش خصوصی و دولتی  و جوانان در خانه ها )

تقدیم به حیدر عزیز و همه ی متولدین 35تا 38

 

 

یادته بچه گی ها / اون وقتها/اون قدیما/ اون روزها/ اون شبها/اون خوابا بازیها

یادته پشته بونا/ اون بادا/بادبادکا/اون عشقا/اون حرفا /اون قهرا آشتیا

یادت میاد یه روزی با هم اومدیم روی پشته بون

تو دستمون دو تا بادبادک چشمامون توی آسمون

اون روز قهر کردی بی بهونه از خونمون

من تنها موندم بی تو خسته رو پشته بون

انگار عشق ما مثل بادبادک رو هوا

گم شد پنهون شد خالی شد دیگه دست ما

اون روزا رفت خنده ها رفت

حالا ما قلبامون چشمامون دستامون از سنگه خالیه

اون روزا رفت خنده ها رفت

بادبادک اون روزا اون حرفا اون عشقا بی رنگه خالیه

رو اون دو تا مال هر کدوم ما گذاشته بودیم نشون

باد که اومد پر زدن اونا گم شدن توی کهکشون

اون روز قهر کردی بی بهونه از خونمون

من تنها موندم بی تو خسته رو پشته بون

انگار عشق ما مثل بادبادک رو هوا

گم شد پنهون شد خالی شد دیگه دست ما

بادبادک

خواننده : فریدون فرهی

برای دانلود کلیک کنید.

پیگیری خبر انفصال از خدمت مدیرکل ارشاد لرستان

تابناک :

كدخبر: ۱۱۱۹۱۲

تاريخ انتشار: ۱۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۶:۰۸

 

دادگاه تجديد نظر لرستان حكم انفصال از خدمات دولتي یک مديركل فرهنگی این استان را تاييد و ابلاغ كرد‏.‏

به گزارش پایگاه خبری سفیر؛ براساس اين حكم ع-ع  براي مدت دو سال به انفصال از خدمات دولتي محكوم شده است‏.‏

يكي از رسانه هاي محلي لرستان چندي پيش اقدام به كشيدن كاريكاتوري از يكي از نمايندگان مردم استان در مجلس شوراي اسلامي كرد كه با شكايت نماينده مورد نظر و حكم دادگاه، اين نشريه توقيف و حكم توقيف براي اجرا به اداره کل ذیربط ابلاغ شد‏.‏

اما این مدیر دولتی  بدون توجه به راي صادره دادگاه، اقدامي براي توقيف نشريه انجام نداده و دو شماره بعدي اين روزنامه نيز منتشر شد‏.‏ 


بیدارشهر:

این مدیرکل در بلاگفا وبلاگ دارد و خود اینگونه نوشته :

دوشنبه یازدهم مرداد 1389

انفصال از خدمت

سلام

در روز ۹ / ۵ / ۸۹ نشریه وزین کیهان در صفحه ۱۵ خبر از ابلاغ انفصال از خدمت اینجانب داد و خودش نیز تعجب نمود که چرا علی رغم انفصال همچنان در محل کار حاضر هستم .

به اصل خبر که از سایت کیهان گرفته شده توجه نمایید:

محكوميت مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي لرستان به انفصال از خدمات دولتي

((((((خرم آباد- خبرنگاركيهان:
راي نهايي دادگاه مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي لرستان و معاون وي ابلاغ شد.
به گزارش يك منبع موثق از اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي لرستان، براساس اين راي كه توسط دادگاه تجديدنظر تائيد شده است، سيدعارف علوي مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي لرستان به دو سال انفصال از خدمات دولتي محكوم شد.
امين كمالوند معاون وي نيز كه در دادگاه بدوي به دو سال انفصال از خدمات دولتي محكوم شده بود تبرئه شد.
علوي با وجود ابلاغ حكم انفصال توسط اجراي احكام به وي، هنوز به عنوان مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي لرستان در محل كارش حضور دارد.
وي از آغاز انتصاب به اين سمت توسط استاندار لرستان، صلاحيتش از سوي دستگاههاي ذيربط تائيد نشده بود.)))))

 

برای خودم هم جالب بود دو سال  و چند ماه مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی باشم و صلاحیتم تایید نشده باشد و در تمامی جلساتی که دستگاههای صلاحیت تایید کن حضور دارند حاضر باشم و بعد هم منفصل شده باشم و الان یعنی دوشنبه ۱۱ / ۵ / ۸۹ ساعت ۵۰ / ۳ پس از سه روز از خبر بالا در محل کار باشم .

به قول دوستان احتمالا هنوز گرم هستیم خودمان نفهمیده ایم که منفصل شده ایم.

البته بگویم ماجرای انفصال سه ساله به دلیل یک  یا دو مکاتبه با دستگاه محترم قضایی به جرم  استنکاف از دستور قضایی در رابطه با نشریه بهار بروجرد و آفتاب لرستان است که ان شاء الله به زودی پس از ابلاغ رای دادگاه تجدید نظر مشروح ماجرا را خواهم نوشت.

تا امروز هیچ مطلبی نگفته بودم و هیچ مطلبی ننوشته  بودم ولی نوشته روزنامه کیهان و اظهار ناراحتی دوستان و شایعاتی که برادران عزیز دوستدار ما ( از نوع معکوس ) منتشر می کردند مرا بر اشاره ای وا داشت.

سجده شکر توجه الهی را با ذره ذره وجود به جا می آورم و به

 انتظار وعده ای که او در نیمه شب داده است ایستاده ام.

 

یا رفیق من لا رفیق له

عارفانه وبلاگ شخصی سید عارف علوی

http://www.sayedalavi.blogfa.com/

خیرینی که به بهداشت و درمان شهرستان آران و بیدگل تعهد کمک نمودند.

خانواده ی شادروان فخرالله اکرمیان ۲میلیون تومان نقدی عمرانی
آقای مرتضی محبوبی ۱ُ۵۰۰ُ۰۰۰ُ۰۰۰ تومان عمرانی
آقای علیرضا خالقی ۱ُ۵۰۰ُ۰۰۰ُ۰۰۰ تومان عمرانی
آقای احمد ابریشمچی یک میلیارد تومان عمرانی
برادران بذرافشان ۳۰۰ میلیون تومان عمرانی
موسسه ی خیریه صالحون بیدگل ۲۵۰ میلیون تومان عمرانی
خانواده ی شادروان علی سرکار ۲۵۰ میلیون تومان عمرانی
آقای علی کریمشاهی ۲۰۰ میلیون تومان عمرانی
خانواده ی شادروان حسین عمویی ۲۰۰ میلیون تومان عمرانی
آقای عباس پایدار ۱۰۰ میلیون تومان عمرانی
آقای محمد پامیلی ۱۰۰ میلیون تومان عمرانی
آقای منصور سحابی ۸۰ میلیون تومان عمرانی
آقای تقی رحمانی ۵۰ میلیون تومان عمرانی
آقای محمد سرکاری ۲۵۰ میلیون تومان تجهیزات پزشکی
آقای حسین مقابلی ۳۰ میلیون تومان تجهیزات پزشکی
آقای حسن رمضانی و مهدی نوروزپور ۲۲ میلیون تومان تجهیزات پزشکی
آقای مهدی بلالی ۲۰  میلیون تومان تجهیزات پزشکی
آقای محمد عمویی ۱۰ میلیون تومان تجهیزات پزشکی
آقای مصطفی سرکاری ۱۰ میلیون تومان تجهیزات پزشکی
آقای محسن قندی ۱۰ میلیون تومان تجهیزات پزشکی
آقای حسن کاظمی ۱۰ میلیون تومان تجهیزات پزشکی
آقای حسین عبدلی ۷ میلیون تومان تجهیزات پزشکی
آقای حسین اشراقی ۴ میلیون تومان تجهیزات پزشکی
آقای حسین هیزمی ۴ میلیون تومان تجهیزات پزشکی
آقای علیرضا پیردهقان ۲ میلیون تومان تجهیزات پزشکی
آقای علی اصغر قندیانی ۵/۱ میلیون تومان تجهیزات پزشکی
آقای میثم فرزاد مهر ۵/۱ میلیون تومان تجهیزات پزشکی
منبع:نشریه ی حیات

اسامی شهدای عزیز ارمنی در دفاع مقدس از ایران (کلیک روی اسامی)

شهید ادیك نرسسیان شهید نوریك دانیلیان
شهید آلبرت الله دادیان شهید پایلاك آوِدیان
شهیدآلفرد گبری شهید رازمیك داودیان
شهید آرمِن آودیسیان شهید  بوریک سرداریان
شهید گارنیك بوغوسیان شهید واهان اَلله وِردیان
شهید گاگیگ طومانیانس شهید واهیك یسائیان
شهید هنریك یوسفی شهید وارطان آبراهامیان
شهید هراچ هامبارسومیانس شهید واهیك باغداساریان
شهید هراچ طوروسیان شهید وارطان آقاخانیان
شهید مگردیچ طوماسیان شهید وازگن آدامیان
شهید نوریك باباجانیان شهید ورژ باغومیان

 http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=56515

بیدگل روستایی در شهرستان مرودشت تابع استان فارس

 - دهستان ابرج



‌به مركزيت روستاي بيدگل مشتمل بر 29 روستا، مزرعه و مكان به اسامي زير:

1 - بني‌يكه، 2 - هاشم‌آباد، 3 - سعادت‌آباد، 4 - بيدگل5 - تلمبه حميدي، 6 - گل مكان باصري،

 7 - سهل‌آباد، 8 - ميان‌رود، 9 - تلمبه فيلي، 10 - رضاآباد،11 - گل‌مكان قشلاق، 12 - تلمبه‌آحانن،

 13- معصوم‌آباد، 14 - اشگرد، 15 - ماليچه، 16 - مائين، 17 - قلعه نو، 18 - تلمبه باراني، 

19 - ساختمان‌ناصري، 20 - چشمه نحت، 21 - لكه‌زن، 22  چاه‌آب، 23 - قرحلو، 24 - پاپي، 25 - دره‌باد،

 26 - گل ميان، 27 - چاه ميلك، 28 - تيره‌باغ، 29 - كندازي.

دبیر شورای نگهبان قانون اساسی گفت:

آمریکایی ها یک میلیارد دلار از طریق افراد سعودی که هم اکنون عامل آمریکا در کشور‌های منطقه هستند، به سران فتنه دادند و همین سعودی ها که به نمایندگی آمریکا صحبت می کردند، گفتند، اگر توانستید نظام را منقرض کنید، تا پنجاه میلیارد دلار دیگر را هم می دهیم، اما خداوند این فتنه را به دست بندگان صالحش خاموش کرد.تابناک

بیدارشهر:

  • آمریکایی ها: دولت آمریکا یا بخش خصوصی؟
  • افراد سعودی: اسامی این افراد؟
  • سران فتنه : کدام فتنه و اسامی دقیق سران فتنه کدام است؟
  • همین سعودی ها : کجا به نمایندگی  آمریکا صحبت کردند؟شنونده ی صحبتها که بوده است؟متن صحبتها موجود است؟
  • پنجاه میلیارد دلار: فکر کنم منظورش ۵۰ میلیون دلار بوده است؟
  • بندگان صالح خاموش کننده ی فتنه چه کسانی بودند و طی چه فرایندی همگی صالح بودنشان بررسی و تایید شد؟
  • آیا یک میلیارد دلار به یک حساب بانکی واریز شد و یا داخل یک چمدان تحویل گردید؟آیا  مبلغ مذکور در داخل ایران دریافت شده؟در عربستان؟در آمریکا؟

ماخونیک

 

سی سال گذشت ولی نه بر روستای ماخونیک از توابع شهرستان بیرجند در استان خراسان جنوبی 

دشمنان مرجعیت از نظر علی لاریجانی

 

  1. دکان داران رابطه با امام زمان.
  2. متفکرین غرب زده .
  3. مستکبرین و قدرتهای استعماری .

جستجوی عبارت "خیلی وقته منتظرم"در گوگل

  • آقا پس چی شد خیلی وقته منتظرم.
  • چرا البومش نمیاد؟ من خیلی وقته منتظرم . میشه باهاش مصاحبه کنید؟ ...
  • خیلی وقته منتظرم بیای بگی چته ؟آبجی. نمی دونم شاید تو متوجه تغییرات رفتار من با تو یا شایدم تو با من نشدی. اما من خیلی حواسم هست. ...
  • چرا کسی جواب سوال منو نداد خیلی وقته منتظرم ، خواهش می کنم اگه کسی اطلاعاتی داره راهنمایی کنه قبلا از همکاری شما عزیزان ممنونم ...
  • خیلی وقته منتظرم و هیچ کس حتی 1 لیتر بهم بنزین نمیده که تا پمپ بنزین برسم.
  •  وای عزیزم خیلی وقته منتظرم وایستادی، آره؟ ببخشید تو روخدا !
  •  لطفا یک فیلم جدید از آیشواریا بزارید . خیلی وقته منتظرم . ... خیلی وقته منتظرم .
  • بهادر جان این البوم کیس رو که درخواست دادم چی شد؟ یبار درخواست دادم نذاشتی گفتی دوباره درخواست بده . منم دادم . خیلی وقته منتظرم . ...
  • خیلی وقته منتظرم یکی بپرسه چته..... خیلی وقته پرم از حس نیاز به دوست داشته شدن و متعلق بودن!!! خیلی وقته دوست دارم زن باشم!!!با تمام احساسات و نیاز های یک ...
  • آخه مي دوني من خيلي وقته منتظرم . البته اين اواخر ديگه قيد بچه دار شدنو زدم و بي خيال هستم ولي نمي دونم چرا خوشم مياد كه اسمم در بياد . ...
  • من خيلي وقته منتظرم يه برنامه اي پيش بياد و با ديابتي ها دور هم جمع شيم. بنابر اين واقعا بي صبرانه منتظر رسيدن اين روز هستم. ...
  • خیلی وقته منتظرم می خواستی باهام حرف بزنی پس چرا نظر نمیدی دارم دغ میکنم با مرام. نظر نمیدی ؟ همیشه میام کافی نت ببینم تو برام چیزی نوشتی یا نه اما همیشه نا ...
  • دلم بدجوری گرفته بچه ها خیلی وقته منتظرم خیلی وقته تقریبا دیگه زندگیم بی معنا شده اصلا دیگه حوصله ی هیچ کاری رو ندارم نمیدونم این دنیا چرا اینقدر بی وفاست ...
  • تنها امید من توئی ، پس کی منو در آغوش گرم خودت میگیری، خیلی وقته که منتظرم،