تبليغاتX
بیدارشهر - تو رو با تموم حرفا دوس دارم

بیدارشهر

در این فصل دوری و دیدارهای عبوری چه چاره بجز دل نهادن به یک عشق غیر حضوری !

تو رو با تموم حرفا دوس دارم

هنوزم فانوس اين دهكده ام

حرمت نفت و طلا تو خونمه

تو رو با تموم حرفا دوس دارم

اسمتون هنوز سر زبونمه

 

واسه كاشيكاريات دلواپسم

واسه حوضاي عميق نقاشي

واسه آينه كاري طاقاي نور

واسه گنجشككاي اشي مشي

 

هنوزم ساقه ي لاله هاي تو

تازه از اشكاي پنهون منه

مشتي از خاكتو بردار و ببين

تو رگاش نفت تو  و خون منه

 

 اگه من مثل درختا ايستادم

ريشه هام تو دستاي تو محكمه

رگام از تو خون مي گيره شب و روز

منو با اسم تو مي شناسن همه

 

مال من باش و نذار ستاره ها

مث فانوساي مرده بد بشن

وقتي سرما مي زنه زمستونا

از سر نعش درختا رد بشن

عبدالجبار کاکائی

+ نوشته شده در  88/06/24ساعت   توسط اکبر ستاری  |